شکاکیتِ پیرونی نمیخواهد ثابت کند معرفت ناممکن است؛ هدفش تعلیقِ حکم وقتی است که ملاحظاتِ مخالف همسنگ باقی میمانند.
1مسئلهای که حل میکند
این جاهطلبی با شکِ دکارتی فرق دارد. پیرونی از ادعای خودویرانگرِ «هیچ چیز دانسته نمیشود» پرهیز میکند، چون آن هم یک آموزه است. استدلال و ضدِاستدلال تا همسنگی پیش میروند و سپس تصدیق متوقف میشود. اپوخه یا تعلیق دستاوردِ انضباطِ عدمِ تعهد است.
2ایدهٔ اصلی
شکاکیتِ باستان در پی اثباتِ اینکه هیچ نمیدانیم نبود. هدفش اپوخه بود — تعلیقِ حکم — و آرامشی که گفته میشد از دستکشیدن از اصرار میآید.
3خاستگاه و زمینه
با پیرون پیوند دارد و عمدتاً از نوشتههای سکستوس امپیریکوس شناخته میشود. وجوهِ آگریپا—تسلسل، دور، فرض، اختلاف و نسبیت—ابزارهایی برای ایجادِ تعلیقاند، نه مقدماتِ نظریهای جزمی دربارهٔ شکاکیت.
4مثالِ کلاسیک
برای هر استدلال، استدلالِ مخالفی به همان قوّت یافت میشود. پس هیچیک تصدیق نمیشود و حکم معلّق میماند.
5اعتراضها و پاسخها
اعتراض. تعلیقِ حکم دربارهٔ همهچیز ناممکن است؛ عمل باور میخواهد.
پاسخ. پیرونی میانِ تصدیقِ نظری و پیروی از نمود، عادت، مهارت و ضرورتِ عملی فرق میگذارد. میتوان عمل کرد بیآنکه نظریهای دربارهٔ توجیهِ نهایی پذیرفت.
اعتراض. خودِ روش ادعا میکند دو طرف برابرند و این خودش باور است.
پاسخ. پیرونی میتواند همسنگی را بهصورتِ «چنین به نظر میرسد» بیان کند نه گزارهای جهانشمول. منتقد میپرسد آیا این احتیاطِ زبانی واقعاً تعهد را حذف میکند یا نه.
6با اینها اشتباه نگیرید
شکاکیتِ پیرونی و دکارتی
دکارتی از شک برای یافتنِ یقین یا بنیاد استفاده میکند. پیرونی تعلیق را هدف میگیرد و بازسازی از مقدماتِ تردیدناپذیر وعده نمیدهد.
تعلیق و سردرگمی
اپوخه ندانستنِ تنبلانه نیست؛ ممکن است حاصلِ بررسیِ جدیِ هر دو طرف و نیافتنِ برتریِ موجه باشد.
7خطاهای رایج
- خلاصهکردنِ پیرونیسم به «هیچ نمیدانیم» و تبدیلِ آن به همان ادعای جزمی که از آن فرار میکند.
- تصورِ اینکه تعلیقِ حکم الزاماً عملِ روزمره را فلج میکند.
8در کارِ شما
صورتِ منضبطِ «نمیدانم»، که دستاورد شمرده میشود نه ناتوانی از داشتنِ نظر.
9خودآزمایی
پس از بررسیِ دو استدلالِ فنیِ جدی و هموزن، عمداً هیچ نتیجهای را تصدیق نمیکنید. پیرونی چه میگوید به دست آوردهاید؟
نمایش پاسخ
اپوخه یا تعلیقِ حکم. دستاورد این است که ادعایی فراتر از تفاوتِ واقعیِ دلایل نکنید، نه اینکه هر دو طرف را کاذب ثابت کرده باشید.
